دلايل زيادي براي خداحافظي ميشائيل شوماخر كه تا چند وقت ديگر، 38 سالگي اش را جشن مي گيرد، وجود دارد. بعد از 15 سال حضور در فرمول يك، مسابقات تكراري، جاده هاي تكراري، كشورهاي تكراري، سؤال هاي تكراري، آدم هاي تكراري و كاپ هاي زشت قهرماني تكراري، همه باعث شده تا رانندة آلماني تيم فراري در پايان فصل جاري براي هميشه پايش را از روي پدال گاز بر دارد. بعد از شركت در 246 گرند پري، باز هم در همان جايي قرار مي گيرد كه حركت كرده بود. ركوردهايي كه به دست آورده، براي هميشه ثبت خواهد شد و شهرتي هم كه دارد، در نوع خودش مثال زدني است. چند وقت پيش حتي در كشور قزاقستان هم از او در خيابان امضا گرفتند. از نظر مسائل مالي، به قدري پول در حساب هاي بانكي شوماخر هست كه شايد براي چطور خرج كردن آن در سال هاي آينده، دچار مشكل شود. او معتقد است هر راننده اي اگر در اين سن اين شغل را رها نكند، خودش مقصر است؛ چون هر بار پشت فرمان مي نشيند، ريسك بزرگي براي سلامتي خودش كرده است. شوماخر از اين كه هر دو هفته يك بار مجبور مي شود همسر و فرزندانش را تنها بگذارد، خسته شده است. او قبل از اين گفته بود اگر روزي احساس كند جوان ترها سريع تر از او مي رانند، ديگر ادامه نمي دهد. به هر حال، اين تصميم را كسي گرفته كه قبلا شغلي را انتخاب كرده بود كه مي بايست هر روز سيصد كيلومتر در ساعت سرعت برود؛ كاري كه هر انساني دل و جرأت آن را ندارد. شوماخر حتي در كشور برزيل به عنوان كامل ترين رانندة تاريخ فرمول يك شناخته شد؛ در كشوري كه زادگاه آياتاستا، رانندة مشهور برزيلي است كه در سال 1994 در يك سانحه كشته شد. ليويو اوريجيو خبرنگار معروف اهل برزيل، از اين بابت بسيار شگفت زده است. او مي گويد براي مردمي كه هيچ كس نمي تواند در دل هايشان جاي سنا را بگيرد، انتخاب شوماخر بسيار عجيب به نظر مي رسد.اما اين رانندة مشهور آلماني، نقطه هاي سياهي هم در كارنامه اش دارد. سال 1997 در آخرين گرندپري، شوماخر و ژاك ويلنف بر سر قهرماني با هم رقابت بسيار نزديكي داشتند. هر كدام از آن ها در صورت پيروزي، قهرمان جهان مي شدند. درست در اواخر مسابقه و زماني كه ويلنف از شوماخر سبقت گرفت، او ناگهان فرمان اتومبيلش را كج كرد و محكم به ماشين ويلنف كوبيد. اما در پايان، رانندة كانادايي قهرمان جهان شناخته شد و شوماخر علاوه بر از دست دادن سومين قهرماني اش، در دادگاه نيز حاضر شد، زيرا ويلنف و مسؤولان تيم ويلماس معتقد بودند شوماخر قصد كشتن رقيبش را داشته! به هر حال، در آن دادگاه اتهام او اثبات نشد، اما شوماخر باز هم گاهي اوقات براي پيروزي به روش هاي غيرورزشي متوسل مي شد. او در سال هاي نخست كارش، در مورد اين گونه حوادث اظهار بي گناهي مي كرد و دوستان و طرفدارانش حرف او را مي پذيرفتند، ولي با تعدد اين برخوردها، اين گونه مسائل به جزئي از شخصيت او تبديل شد.شوماخر وقتي به همراه فراري از سال 2000، پنج بار متوالي قهرمان جهان شد. مسؤولان فدراسيون جهاني فرمول يك، سخت نگران آيندة اين ورزش محبوب شدند. زيرا قهرماني هاي پي در پي ميشائيل، باعث شده بود رقابت ها يكنواخت و كسل كننده شوند. آن ها تصميم گرفتند قوانين جديدي را به اجرا بگذارند كه بيشتر از هر تيمي، فراري را دچار مشكل كند. به عنوان مثال در سال،۲۰۰۵ به اتومبيل ها اجازه نمي دادند كه حين مسابقه، لاستيك هاي خود را تعويض كنند. نوع لاستيك هاي فراري، بريجستون بود و تمام رقبا از لاستيك ميشلن استفاده مي كردند. در نتيجه، فراري و شوماخر، بسيار متضرر شدند. زيرا كيفيت لاستيك هايشان پايين تر از ديگران بود. اين مسأله باعث شد تا در پايان فصل، فرناندو آلونسو رانندة اسپانيايي تيم فراري، قهرمان شود. اما در فصل جديد، به خاطر حفظ جان رانندگان، دوباره اجازة تعويض لاستيك ها داده شد. شوماخر دوباره توانست يكي از اميدهاي قهرماني  به حساب بيايد. اما آيا فرمول يك بدون شوماخر متضرر مي شود؟ برني اكلستون رئيس فدراسيون جهاني فرمول يك مي گويد: اين ورزش، بسيار بزرگ تر از نام شوماخر است و مطمئن باشيد با رفتن او، هيچ اتفاقي نمي افتد. با اين حال به نظر نمي رسد هيچ راننده اي بتواند ركوردهاي او را بشكند. هفت قهرماني جهان، 90 قهرماني گرند پري، 68 عنوان اول هنگام شروع مسابقه، بيشترين تعداد برد گرندپري در يك فصل (13قهرماني در 18گرندپري در سال 2004) و... ركوردهايي هستند كه او در پانزده سال حضور در فرمول يك به دست آورده. او حتي در سال 2000 كه بعد از 21سال براي تيم فراري قهرماني آورد، به عنوان بهترين ورزشكار سال اروپا شناخته شد. همة اين افتخارات در كنار علاقة شديدش به ورزش فوتبال و همين طور شركت در كارهاي خيرخواهانه، او را به يكي از بزرگ ترين ورزشكاران جهان تبديل كرده.

ديگر رانندگان درباره اش چه مي گويند؟ ديمون هيل (رقيب شوماخر): ميشائيل در كارش فوق العاده حرفه اي است. مطمئن باشيد اگر روزي قلبم را عمل كنم، حتما دوست دارم او را به عنوان پزشك در كنارم داشته باشم! چون از هر لحاظ مي توان به او اعتماد كرد. همچنين خوشحال ام كه جزو اولين رانندگاني بودم كه با او رقابت كردم. هميشه خيلي خوشحال مي شدم كه مقابل بهترين رانندة جهان شكست مي خوردم.
ژاك ويلنف: به نظر من شوماخر به هيچ وجه، قهرمان بزرگي نيست، چون انسان خوبي هم نيست. او براي قهرمان شدن هر كلكي مي زند.
فرناندو آلونسو: براي من تحمل زيدان كار آسان تري است چون شوماخر از نظر من غيرورزشي  ترين رانندة تاريخ فرمول يك است. او هميشه لايق جريمه شدن است.
نايجل مانسل (قهرمان سابق جهان): شوماخر مرا به ياد جك استيوارد مي اندازد. ميشائيل و فراري، همان كاري را كردند كه جك در دهة هفتاد انجام داد. فكر نمي كنم ديگر در تاريخ فرمول يك، راننده اي پيدا شود كه چنين رابطة عميقي با تيمش داشته باشد

آن چه بايد درباره شوماخر بدانيد؟ ميشائيل شوماخر در سوم ژانويه 1969 در شهر كرپن آلمان به دنيا آمد. پدر او فروشندة بليت در يك مركز اتومبيل راني كارتينگ در شهر كرپن بود. همين باعث شد ميشائيل از سن هفت سالگي، سوار بر اتومبيل  هاي كوچك كارتينگ بشود. او در آن زمان با نوجواناني تمرين مي كرد كه بعدها در پيست فرمول وان، رقيب يكديگر شدند؛ رانندگاني مثل سيكا هكنين و هارالد فرنتسن. اما پدر شوماخر نمي توانست از نظر مالي او را حمايت كند. براي همين، ميشائيل كه ديوانه وار عاشق سرعت شده بود، تصميم گرفت به لوكزامبورگ برود تا زير حمايت مالي باشگاه اتومبيل راني قرار بگيرد. او به سرعت پيشرفت كرد تا جايي كه توانست در سال هاي 1984 و 1985، قهرمان مسابقات كارتينگ در آلمان بشود و دو سال بعد از اين تاريخ، نايب قهرماني كارتينگ جهان را از آن خود كند. در سال 1988 وارد رقابت هاي فرمول۳ شد و به تيم مدير برنامه هايش ويلي وبر پيوست. تنها يك سال بعد توانست نايب قهرمان اين رقابت ها بشود. براي سال 1990، تيم نوجوانان مرسدس، قراردادي براي مسابقات DTM با شوماخر به امضا رساند و او پشت رل اتومبيل هايي نشست كه بيش از 920 اسب بخار قدرت داشتند؛ درست همان قدرتي كه در آن زمان، اتومبيل هاي فرمول يك داشتند. طولي نكشيد كه در سال 1991 به عنوان رانندة كمكي براي اولين بار در تيم ادي جردن در گرندپري اسپا ، اولين مسابقة خودش در رقابت هاي فرمول يك را برگزار كرد. درخشش او باعث شد تيم بنتون فورد، يك قرارداد چهار ساله با شوماخر امضا كند و به طور رسمي، دوران كاري رانندة آلماني در فرمول يك آغاز شود.

و اما زندگي خصوصي شوماخر...
ميشائيل در تاريخ يكم آگوست سال 1995 با كورينا بتش در شهر كرپن ازدواج كرد. براي اين كه عروسي شان در مطبوعات بازتابي نداشته باشد، مراسم در كمال آرامش و سادگي برگزار شد. تنها چند ماه بعد، عكس هاي اين مراسم، طي قراردادي به يك مجله فروخته شد و مبلغ دريافتي، صرف كارهاي خيريه شد. ميشائيل و كورينا صاحب دو فرزند هستند: جيناماريا و ميك. اين خانواده از سال 1996 در كشور سوئيس و شهر كوچك Vufflens-le- chateau زندگي مي كنند. شوماخر حتي براي اوقات فراغت اش برنامة خاصي دارد. او در تيم فوتبال شهري كه زندگي مي كند عضو است. اين تيم در ليگ دستة سوم سوئيس بازي مي كند. قرار است خانوادة شوماخر، اواخر همين سال به ويلاي مجلل شان در Gland كه هنوز در حال ساخت است، اسباب كشي كنند.
شوماخر همچنين در زمستان و زماني كه مسابقات فرمول يك تعطيل است، به كلبة 600 متري اش كه تماما از چوب ساخته شده، كوچ مي  كند. اين كلبه در كشور نروژ در يك منطقة كوهستاني كه مخصوص ورزش هاي زمستاني است، واقع شده. خودش مي گويد: چون در نروژ خيلي او را نمي شناسند، مي تواند در كمال آرامش به زندگي اش برسد. او از 15 آوريل سال 2002 به عنوان سفير يونسكو در جهان معرفي شده. جالب است بدانيد كه شوماخر تا امروز، حدود ده ميليون دلار براي كودكان بي سرپرست در كشورهاي جهان سومي هزينه كرده است.
همچنين از سال 2002 در زادگاه او، شهر كرپن، موزه اي براي شوماخر ساخته شده كه در آن، تمام زندگي و دوران كاري اش براي طرفداران به نمايش گذاشته مي شود

آغاز تا پايان يك افسانه

پس از ركورد جاودانة حضور در 246گرند پري در پانزده سال گذشته خداحافظي مايكل شوماخر از مسابقات فرمول يك براي همه باورنكردني است
۳۰ آگوست سال 1992: تنها يك سال بعد از حضورش در مسابقات اتومبيل راني فرمول يك، توانست اولين قهرماني اش را در گرندپري بلژيك (اسپا) جشن بگيرد. در اين مسابقات كه زير باران شديد برگزار شد، نيگل مانسل، اميد اول قهرماني، در مكان دوم جاي گرفت.
۲۶ سپتامبر 1993: دومين قهرماني در جايزة بزرگ پرتغال. شوماخر با اين قهرماني، نامش را بعد از گراف برگه به عنوان دومين آلماني با دو قهرماني ثبت كرد!
۲۷ مارس 1994: با اقتدار كامل، رقيبش ديمون هيل را كنار زد و قهرمان جايزة بزرگ برزيل شد. اين، اولين پيروزي مقتدرانة شوماخر بود.
۱ مي 1994: جايزة بزرگ سان مارينو، مرگ آياتاستا و تصادف مرگبار رونالد راستن برگر، قهرماني شوماخر را به شدت كم رنگ كرد.
۱۵ مي 1994: در مسابقات موناكو، براي اولين بار هنگام استارت، در مكان اول قرار گرفت يا به اصطلاح پول پوزيشن شد.
۳۰ جولاي 1995: قهرماني در گرند پري هاكنهايم و بدين ترتيب اولين پيروزي در خانه.
۲۷ آگوست 1995: در جايزة بزرگ بلژيك، شوماخر هنگام استارت در ردة شانزدهم قرار داشت، اما در كمال شگفتي توانست در پايان قهرمان شود. چون او زير بارش باران به اين عنوان دست پيدا كرده بود، از اين تاريخ به عنوان پادشاه پيست هاي باراني شناخته شد.
۱ اكتبر 1995: به عنوان اولين آلماني توانست قهرمان گرندپري نوربررينگ بشود.
۲۲ اكتبر 1995: در جايزة بزرگ ژاپن، هجدهمين قهرماني اش را به دست آورد و براي دومين بار بعد از سال 94، به همراه تيم بنتون قهرمان جهان شد.
۲ ژوئن 1996: اولين قهرماني شوماخر در گرندپري اسپانيا، به همراه تيم جديدش فراري. در اين مسابقه، هوا به قدري سرد بود كه رانندة آلماني گفت: در تمام مدت مسابقه، پشت فرمان يخ زدم!
۲۹ ژوئن 1997: جايزة بزرگ فرانسه، ماگني كورس، شوماخر اول شد و ديگر هموطن اش فرنسن هم به مقام دومي رسيد تا براي اولين بار در تاريخ فرمول يك، دو آلماني در سكوي اول و دوم قرار بگيرند.
۱۲ جولاي 1998: در مسابقات جايزه بزرگ انگليس، با اين كه از نظر زماني جريمه شد، اما باز هم در پايان، قهرماني را به دست آورد.
۱۰ سپتامبر 2000: قهرماني با فراري در گرندپري مونتزا، كه يك قهرماني خانگي در ايتاليا محسوب مي  شود، باعث شد روزنامه هاي اين كشور بنويسند: آدم آهني تبديل به انسان شد!
۸ اكتبر 2000: بعد از يك نبرد سخت با ميكاهيكنن، قهرمان گرندپري ژاپن شد تا بعد از سال 1979، يك راننده از تيم فراري دوباره قهرمان جهان بشود.
۲۷ مي 2001: وقتي هم تيمي شوماخر، روبنز باريچلو چند صد متر با خط پايان فاصله داشت، از اتاق فرمان فراري به او دستور دادند كه بگذارد شوماخر از او سبقت بگيرد و اول شود، تا در پايان فصل، مشكلي براي قهرماني وجود نداشته باشد. اين كار، انتقادات شديدي را در رسانه ها عليه فراري و شوماخر به دنبال داشت.
۱۹ آگوست 2001: با پنجاه و يكمين قهرماني در مجارستان، ركورد آلان پروست شكسته شد و شوماخر در پايان سال، چهارمين قهرماني جهان را از آن خود كرد.
۱۲ اكتبر سال 2003: در آخرين گرندپري فصل كه در كشور ژاپن برگزار شد، شوماخر هشتم شد و با يك امتياز كه به دست آورد، توانست بالاتر از كيسي رايكونن، ششمين قهرماني اش را به دست آورد.
۱۳ ژوئن 2004: شوماخر با هفتمين قهرماني در جايزة بزرگ كانادا، نامش را به عنوان تنها راننده در تاريخ فرمول يك با اين تعداد قهرماني در يك گرندپري ثبت كرد.۱۰ سپتامبر 2006: نودمين قهرماني در جايزة بزرگ مونتزا و اعلام بازنشستگي در پايان فصل